سفارش تبلیغ
صبا
هرکه پیش از آزمودنِ [کسی] تسلیم اطمینان شود، خود را در معرض هلاکت و عاقبت رنج آلود، قرار داده است. [امام جواد علیه السلام]
 
شنبه 96 مهر 29 , ساعت 9:51 عصر

نمیدونم شما چقدر در موسیقی سر رشته دارید. اما بهتره بدونید یک نوازنده واقعی زمانی موفقه که هر روز گام نوازی رو تمرین کنه. البته نوازنده های ارکستر رو منظورمه. برای طنز نویسی هم اگر هر روز بر طبق تکنیکهای طنز تمرین کنید روزی دو ساعت و یک موقعی یک مسابقه یا برنامه ای پیش بیاد که اصلا تا به حال در موردش هیچ کاری انجام ندادید چون عضلات ذهنتون قوی شده میتونید در موردش سریع مطلب بنویسید. دوست دارم در مورد مربی باشگاهم غزاله صحبت کنم. اون یک آدم سر وقت و حساسه. همیشه بیشتر از اون زمانی که باید به بچه ها تمرین میده. خودش از ما قویتر کار میکنه. همیشه شاد و بسیار خوش لباس و پر انرژیه از دسته آدمهایی نیست که اولش برای جلب مشتری خوب کار کنه و بعدش حوصله ورزش کردن نداشته نباشه و از زیر کار در بره. خیلی برام جالب بود که یک آدمی تو یک شهری مثل گرگان چطور اینقدر ثبات قدم داره و درست مدیریت میکنه همه چیز رو. تا اینکه یک بار متوجه شدم اون اصلا اینجا نبوده و مدرک مربیگریش رو از خارج از کشور گرفته و در کلاسهای خارج از کشور بوده. کلاسهای غزاله اعتیاد آوره و افراد زیادی هستن که سالها پیشش میرن. اینو میخام بهتون بگم که یک چیزی هست که آدمها پیشرفت نمیکنن. هیچ موفقیتی شوخی نیست. برای اینکه یک طنزپرداز خوب یا نوازنده خوب یا هر چیز دیگه ای خوب بخواید باشید اول باید عاشق هدفتون باشید و بعد اون رو به بهترین نحو انجام بدید. اصل موفقیت به همین سادگیه. با رعایت همین چند اصل کوچیک و قدمهای ثابت میبینید جزو معدود افرادی هستید که در این زمینه فعالند (نرگس بهرامی: بیدار).

 


دوشنبه 96 مهر 24 , ساعت 8:32 عصر

این تکنیک یکی از ساده ترین تکنیکهای طنز نویسی است. فکر کنید که من هم تونستم با اون جک بسازم دیگه شما که واسه خودت یک پا هنرمند هستی. این تکنیک اینطوره که شما به جای حیوانات، جنس مخالف، یک خارجی یا هر چیزی دیگه فکر میکنید یا مثلا میاید یک تصویر سازی می کنید که در حالت عادی این اتفاق بعید و عجیب است. 

مثال بسیار واضح اینه که روسری آزاده نامداری رو باد برده ما به این دلیل به این میخندیم چون هیچ باد شدیدی نمیتونه شالمون رو تا کرده تو کمد بذاره اصلا یک ضرب المثل واضح در این مورد هست که بادی بود و راهی داشت با تو مگر کاری داشت؟

 

(نرگس بهرامی: بیدار).



لیست کل یادداشت های این وبلاگ