سفارش تبلیغ
صبا
با بی رغبتی به آنچه در دست مردم است، با آنان اظهار دوستی کن، تا دوستی شان را به دست آوری . [امام علی علیه السلام]
 
سه شنبه 96 آبان 23 , ساعت 10:0 عصر

نود و هشت درصد یک اثر طنز را ایجاد شخصیت طنز تشکیل می دهد ( محسن سلیمانی)

وقتی این صفحه رو خوندم واقعا خیلی برام جالب بود. جک گفتن چیز خوبیه اما تاثیر گذار بودن اون طنز و شناخته شدنش برای مردم شما رو به عنوان یک طنزپرداز معروف میکنه. براتون مثال خیلی واضح میزنم که همین جناب خان هست و گل آقا. شاید بشه گفت که بعد از گل آقا پر تاثیرترین شخصیت جناب خان بوده در عرصه طنز. ولی فقط اینها نیستن به طنزهای محبوب در مردم توجه کنید. مثلا قهوه تلخ. هر کدوم از اون بازیگرها براشون یک شخصیت تعریف شده بود. خوب من خیلی از فیلمها رو فرصت نکردم که ببینم اما یادمه که اون موقع دوستام ادای بعضی شخصیتها رو در میاوردن و قاه قاه میخندیدن و من تو دلم می گفتم وای که اینها چقدر بی مزه ان. اما مشکل از این بود که من شخصیت طنز اون رو اصلا نمیشناختم. شاید بشه گفت موفقترین طنزها که به هر حال به آقای مهران مدیری ربط پیدا می کنن همشون شخصیت داشتن یا اکثرشون. مثلا ساعت خوش شخصیت نداشت. اما سیامک انصاری در اکثر سریالها شخصیت یک روشنفکر فهمیده که میون کلی آدم نفهم افتاده بود رو داشت. حتی الان که اینها رو مینویسم بعضی از صحنه های خنده دار اومد جلوم و خندم گرفت. یعنی اینقدر این شخصیت قویه که قدرت خنداندن کسی رو داره که حتی در حال تماشای اون نیست. من دارم رو خلق یک شخصیت فکر می کنم شما چطور؟ (نرگس بهرامی: بیدار).


دوشنبه 96 آبان 22 , ساعت 9:40 عصر

یکی از تکنیکهای مهم طنز نویسی اینه که خودتون بتونید به جکهایی که ساختید بخندید.

این رو از کتاب محسن سلیمانی برداشتم. 

میگن ذوق و قریحه یک طنزپرداز بهترین راهنما برای اینه که چقدر درست عمل کرده. خیلی بعیده که شما خودتون به چیزی نخندید و بقیه بخندن. یا برعکس اگر چیزی تونست شما رو بخندونه احتمال خیلی زیادی وجود داره که بقیه هم به اون بخندن. 

من (نرگس بهرامی: بیدار) خودم یک طرفند دارم. وقتی زیادی رو یک موضوع کار می کنم کلا هر چی که می نویسم از نظرم خیلی مسخره است و عزا می گیرم که خدایا آخه کی اندازه من دیوونه است که رو طنزپردازی وقت بذاره و آخرش فقط چیز بی مزه ازش در بیاد... 

خلاصه هر چی نوشتم رو بایگانی می کنم و بعد از ده پونزده رو میرم میخونم اون موقع است که در مورد خوب بودن جکی تصمیم میگیرم. چون وقتی زیادی ذهنتون رو روی یک موضوع مشغول کنید عضلات مغزتون برای خندیدن قدرتشو از دست میده پس حتما خنده خودتون رو قاضی اصلی کارهاتون بکنید.

 


یکشنبه 96 آبان 21 , ساعت 10:43 عصر

شهامت حذف بهترین لطیفه یا شوخی را از اثرتان داشته باشید: 

قبول دارم که آدم خیلی وسوسه می شود که هر جوری شده ازجکهای بامزه خودش استفاده کند و آن را در مطلبش بگنجاند. اما این قضیه منو یاد یک شالگردن خیلی خوشگل میندازه که هیچ وقت نتونستم ازش استفاده کنم چون به هیچکدوم از تیپهام نمیومد. گاهی اوقات شاید دلتان بسوزد از لطیفه معرکه خود استفاده نکنید اما حرفه طنز همین است. شما برای نوشتن یک متن خوب ب تعداد زیادی لطیفه نیاز ندارید بلکه متن خوب باشد و بتوانید جک خوب در آن بگنجانید اصل کار را انجام داده اید. 

یکی از اساسی ترین اصلهای طنزنویسی این است که شهامت کنار گذاشتن افکار و حرفهای خنده داری که به کارتان نمی آید را داشته باشید.البته اصول دیگری نیز وجود داد که یک طنزپرداز دائما به آن برمیخورد. اسم این اصول اصول هفتگانه است که یکیش همینه که گفتم

در روزهای بعد بقیه رو میذارم براتون

محسن سلیمان (نرگس بهرامی: بیدار).

دوستان عزیزم من حرفهای محسن سلیمانی رو یک مقدار تغییر میدم چون از نظر من یک مقدار متنشون سنگین هست که به خاطر سواد بالای این مولف بزرگه اما خوب واسه ما سنگینه دیگه...


   1   2   3      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ